تبليغاتX
خان دایی جون X
آرشیو وبلاگ
هفته اوّل مرداد 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
لوگوی دوستان
قالب های رایگان بلگفا
شعرهای دوران جوانی
nazi pisho
دانلود  بوت های جدید  یاهو  ۸
لینک دوستان







عرفان
ارغنون
دولت عشق
عشق و بوسه
....نقطه چین....
چشمانم، چشمانت
شعر های دوران جوانی
سخنی با یار قدیمی کردگار
عطر شکوفه های سیب
عشق اسمانی من
اشکهای عاشقان
رازِ بارونِ شبونه
جبهه طبيعت
سیب سرخ
کلاغستان
ارغنون
جزام







ساغرانه

شراب خواستم...

گفت : " ممنوع است "

آغوش خواستم...

گفت : " ممنوع است"

بوسه خواستم...

گفت : " ممنوع است "

نگاه خواستم...

گفت: " ممنوع است "

نفس خواستم...

گفت : " ممنوع است "

...

حالا از پس آن همه سال ديکتاتوري عاشقانه ،

با يک بطري پر از گلاب ،

آمده بر سر خاکم و به آغوش مي کشد  با هر چه بوسه ،

سنگ سرد مزارم را

و

چه ناسزاوار

عکسي را که بر مزارم به يادگار مانده ،

نگاه مي کند و

در حسرت نفس هاي از دست رفته ،

به آرامي اشک مي ريزد .

...

تمام تمناي من اما

سر برآوردن از اين گور است

تا بگويم هنوز بيدارم...

سر از اين عشق بر نمي دارم

...

خواهد آمد شب شراب و هوس

داغي بوسه ها و حرم نفس

يک نگاه پر از اميد و هنوز

شب آغوش ما و کنج قفس

...

±

نوشته شده در جمعه 18 اسفند1385ساعت 19:26 توسط خان دایی جون